را با برهان پر كرده و بسوى نتيجه نگاه كنيم و بالعكس نتيجه را بدست ادراك سپرده و به برهان مراجعه نمائيم در اين حركت فكرى با دو پيش آمد تازه مواجه خواهيم شد يكى اينكه اگر مواد برهان مفروض را با مواد برهان ديگرى عوض كنيم مثلا قضاياى مستعمله در يك برهان طبيعى را با قضاياى مستعمله در يك برهان رياضى عوض كنيم مشروط بر اينكه شكل و ترتيب محفوظ بماند خواهيم ديد نتيجه روابط خود را با برهان قطع كرده و سقوط كرد ديگر اينكه اگر جاى مقدمات برهان و ترتيب آنها را بهم زنيم خواهيم ديد نتيجه اختلال پيدا نمود .
از اين بيان نتيجه گرفته مىشود 1 چنان كه مواد تصديقات منتجه مقدمات در حصول
شرح
دانشمندان قديم كسانى كه در صدد انكار اين اصل برآمدهاند سوفسطائيان هستند و از دانشمندان جديد طرفداران منطق ديالكتيك منكر اين اصل شدهاند پيروان ماترياليسم ديالكتيك سعى دارند كه بعضى ديگر از قدماء يونان را كه قائل به حركت در طبيعت شدهاند و يا آنكه فلسفه خويش را روى اصل مبارزه اضداد در طبيعت تاسيس كردهاند منكر اصل امتناع تناقض در فكر جلوه بدهند و از اين جهت است كه هراكليت [ 1 ] هرقليطوس فيلسوف اقدم يونان را احيانا منكر اصل امتناع تناقض در فكر معرفى مىكنند ولى حقيقت اينست كه قبل از هگل [ 2 ] كه بانى ديالكتيك جديد است باستثناء سوفسطائيان كس ديگر يا دسته ديگر رسما منكر اين اصل فكرى نشده است خود هگل نيز متوجه شده است كه آنچه او مىگويد ربطى به اصل امتناع تناقض ندارد ولى ماديين روى علل خاصى جدا بمخالفت با اين اصل برخاستهاند ماديين در منطق و فلسفه خويش به بنبستهائى مىرسند كه جز با انكار اين اصل بديهى راه فرارى ندارند ما در پاورقىهاى مقاله 4 به بعضى از اين بنبستها ارزش معلومات جلد اول اشاره كرديم و عن قريب توضيح بيشترى در اطراف مطلب خواهيم داد[ 1 ] Heraclite
[ 2 ] Hegel