دريغ نمىورزيد .
دليل بخشندگى او همين بس كه وقتى از جهان رفت ، در خزانههاى خود جز يك دينار صورى و چهل درهم ناصرى باقى نگذاشته بود .
شنيدم طى مدتى كه در عكا سرگرم پيكار با فرنگيان بود ، بجز شتر ، هيجده هزار رأس از چارپايان ، مانند اسب و استر ، به كار انداخت و از دست داد .
اما طلا و سلاح و جامه بقدرى پخش كرد كه به شمار در نمىآيد .
هنگامى هم كه دولت علويان مصر منقرض شد ، از ذخائر بىشمار ايشان هر چه برگرفته بود ، همه را پخش كرد و به مصرف رساند .
فروتنى او صلاح الدين آشكارا نشان مىداد كه با هيچيك از ياران خود تكبر نمىورزد . و بر ملوكى كه تكبر و خودپسندى داشتند خرده مىگرفت .
فقيران و صوفيان به حضورش مىآمدند . و براى ايشان مجلس سماع ترتيب مىداد .
هر گاه كه يكى از آنان به رقص يا سماع بر مىخاست ، صلاح الدين نيز به خاطر او مىايستاد و تا وقتى كه درويش از رقص و سماع خود فراغت نمىيافت و نمىنشست ، او نيز نمىنشست .
صلاح الدين چيزى نمىپوشيد كه شرع مكروه مىشمرد .
درباره امور دينى و مسائل شرعى علم و معرفت داشت . احاديث بسيار
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 88
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٨