خوارزمشاه را شنيد ، دستور داد تا سه روز نوبت زدن يعنى طبل نواختن به نام او را موقوف كنند و با وجود اين كه ميان او و علاء الدين تكش دشمنى و جنگ بود به سوگوارى او نشست . اين كار نشانه خردمندى و مردانگى او بود .
هنگامى كه هندوخان در خراسان گروه بسيارى را گرد آورد ، عموى او ، سلطان محمد خوارزمشاه ، لشكرى به فرماندهى چقر تركى ، به سركوبى او فرستاد .
هندوخان همين كه خبر حركت ايشان را شنيد ، از خراسان گريخت و پيش ملك غياث الدين رفت و از او براى جنگ با عموى خويش يارى خواست .
غياث الدين از آمدن او شاد شد و ديدارش را گرامى داشت و تيولى برايش معين كرد و وعده داد كه او را يارى كند .
هندوخان كه اين پذيرائى گرم را ديد ، در نزد غياث - الدين ماند .
امير چقر داخل شهر مرو گرديد . در آن جا مادر هندوخان و فرزندانش به سر مىبردند . امير چقر بر آنان چيره شد و اين موضوع را به سرور خويش ، سلطان محمد ، اطلاع داد .
سلطان محمد دستور داد كه آنان را با كمال احترام به خوارزم بفرستد .
ملك غياث الدين وقتى شنيد كه امير چقر به مرو تاخته ، براى محمد بن چربك ، صاحب طالقان ، پيام فرستاد و به دو دستور داد تا كسى را نزد چقر بفرستد و تهديدش كند .
محمد بن چربك نيز چنين كرد و از طالقان به راه افتاد و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣١