پدرش از جهان رفته بود .
پس از او به فرمانروائى نشست و « علاء الدين » را كه لقب پدرش بود ، به خويش نهاد .
لقب خود او قطب الدين بود .
به دستور او جنازه پدرش را به خوارزم بردند و در آرامگاهى به خاك سپردند كه او در مدرسهاى ساخته بود و بناى بزرگ و با شكوهى داشت .
مردى دادگر و نيكرفتار و داراى علم و معرفت بود ، فقه را ، مطابق مذهب ابو حنيفه ، همچنين اصول را ، مىدانست .
فرزندش على شاه در اصفهان به سر مىبرد .
سلطان محمد خوارزمشاه ، برادر او ، كسى را به اصفهان فرستاد و او را به نزد خويش فرا خواند .
او نيز به ديدار برادر شتافت ، و پس از رفتن او مردم اصفهان خزانه و بار و بنهاش را تاراج كردند .
وقتى كه به خدمت برادر رسيد ، برادرش لشكر كشى به خراسان و فرماندهى آن لشكر را به عهده او گذارد .
نيشابور را نيز به دو داد .
هندوخان ، پسر ملكشاه بن خوارزمشاه تكش ، كه از عموى خود ، سلطان محمد ، بيمناك بود ، از دستش گريخت . و چون با علاء - الدين تكش خوارزمشاه همراه بود و در هنگام مرگش نيز با وى مىزيست ، همين كه او درگذشت ، قسمت اعظم خزائن او را غارت كرد و روانه مرو شد .
ملك غياث الدين ، فرمانرواى غزنه ، همين كه خبر در گذشت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٠