ملك افضل نيز چنين كرد و از بلبيس بيرون رفت و در محلى خارج از آن نواحى ، كه سائح خوانده مىشد ، اردو زد .
ولى ملك افضل نتوانست در برابر ملك عادل ايستادگى كند و گريخت و شبانه وارد قاهره شد .
در آن شب قاضى فاضل عبد الرحيم بن على بيسانى ، كه وزارت صلاح الدين و رياست دبيرخانه او را داشت ، درگذشت .
ملك افضل براى نماز به جنازه او حضور يافت .
ملك عادل بر قاهره فرود آمد و آن جا را محاصره كرد .
ملك افضل سردارانى را كه در نزد خود داشت گرد آورد و با ايشان به كنكاش پرداخت و ديد همه زبونى و ناتوانى نشان مىدهند و مايل به تسليم هستند .
از اين رو فرستادهاى را به نزد عموى خود روانه كرد تا با او درباره صلح و واگذارى آن شهر ، و گرفتن عوض در برابر آنها ، مذاكره كند .
ضمنا در برابر واگذارى مصر ، دمشق را خواست .
ولى ملك عادل اين درخواست را نپذيرفت .
ملك افضل خواهش خود را كم كرد و حران و رها را خواست .
اما ملك عادل با اين درخواست نيز موافقت نكرد .
ملك افضل پائينتر آمد و ميافارقين و حانى و جبل جور را خواست .
ملك عادل اين درخواست را پذيرفت و بر اين قرار سوگند ياد كردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٧