تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
عالم و علم حضورى حضور وجود معلوم است پيش عالم . [ 1 ] اينجا است كه بيان گذشته و فورمول سابق دانشمندان مادى سيماى شگفتآورى به خود گرفته و جلوه تماشائى پيدا مىكند .

اشكال يا تقرير

دانشمندان مادى مىگويند تاثرات گوناگون كه پيوسته با نهايت سرعت از سلسله هاى اعصاب بمغز وارد مىشوند از راه تبديل كميت به كيفيت خاصيت واحدى تشكيل ميدهند كه همان خاصه روحى است چنان كه با از كار افتادن حواس يا بيهوشى يا مرگ از كار مىافتد .

پاسخ

با تذكر سخنان گذشته ما پاسخ اين دعوى روشن است زيرا كسى در صدد انكار يك چنين خاصه مادى مغز نيست اين همان روانى است كه روان شناسان نيز بحسب احتياج بحث محلى در فن خودشان موضوع بحث فرض كرده و قرار داده‌اند سخن در اينست كه مشهود يا من قابل انطباق به چنين كيفيت مغزى نيست . زيرا در هر حال يك پديده مادى خواص ضرورى ماده را بايد داشته باشد و اينكه گفته مىشود گاهى روان و شعور روانى از ميان ميرود ادعائى بيش نيست بلكه برخى اوقات در حال بيهوشى نيز انسان متوجه خود مىباشد و برخى از اوقات پس از هوشيارى چيزى به يادش نمىافتد نه اينكه خود را مشاهده مىكند كه خود را مشاهده نمىكرد و ميان اين دو جمله فرق بسيار است .
شرح
فوج سرباز در حال سان دادن فرض مىشود متفاوت است زيرا اولى حقيقى و دومى فرضى و اعتبارى است و آن دو را با يكديگر نمىتوان يكى شمرد
هامش
[ 1 ] رجوع شود به پاورقى صفحه 80 و 81 و بعد از اين در مقاله 4 و مقاله 5 تفصيل بيشترى در اينباره داده خواهد شد