تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و به زبان فلسفه علم حصولى حضور ماهيت معلوم است پيش
شرح
قضايا را در ضمن جريان در نظر مىگيرد يعنى براى ديالكتيك من مطلق وجود ندارد بلكه من به انضمام عده زيادى از قضاياى خارجى وجود پيدا مىكند پس من آن ثابتى است كه بازاء قضاياى خارجى متغير مىباشد . در اينجا نويسنده خواسته است روى اصول ماترياليسم من و خود را متغير و متكثر بداند و در عين حال علم شهودى نفس را بذات و شخصيت خود را كه حضورا و عيانا خود را ثابت و باقى و واحد مىبيند توجيه كند در قسمت اول براى آنكه ثابت كند من متغير و متكثر است اختلاف و تكثر حالات خود را دليل مىآورد در صورتى كه با اندك تامل واضح است كه اينها مربوط به تغيير و تكثر حالات من است نه شخصيت خود من و در قسمت دوم مدعى مىشود كه اين ثبات با تغيير و اين وحدت با كثرت منافات ندارد . معلوم نيست چرا نويسنده اينجا حتى از اصول ديالكتيك منحرف شده زيرا يكى از اصول منطق ديالكتيك اصل تغيير است و روى اين اصل ثبات و جمود و يكسان ماندن به كلى نفى مىشود منطق ديالكتيك به خيال خود با اين اصل اصل تغيير همه تضادها را حل مىكند و مىگويد هر شىء چون در حال حركت است هم خودش است و هم ضد خودش . حالا بايد از اين آقايان پرسش كرد آيا تضاد بين خود اين اصل اصل تغيير و اصل يكسان ماندن را با چه اصلى مىتوان حل كرد تشبيه به رودخانه يعنى چه اين فقط يك تشبيه شاعرانه است تمام آبهاى رودخانه از واحدهائى بنام ملكول و هر ملكولى از آتمها و هر آتمى بنوبه خود از ذرات كوچكترى تشكيل شده و تمام آنها در حال حركتند هيچ ذره ثابت در آن وجود ندارد و فقط در ذهن ما كه براى مجموعه آنها يك مفهوم رودخانه وضع نموده و اعتبار كرده‌ايم يك تصوير واحد و باقى وجود دارد . معلوم نيست چرا جمله معروف فيلسوف شهير يونان هراكليد كه در كتب ماديين هميشه بعنوان شاهد آورده مىشود و خود دكتر ارانى نيز در جزوه ماترياليسم ديالكتيك آن را بعنوان شاهد ذكر نموده اينجا فراموش شده هراكليد مىگويد دو دفعه وارد يك رودخانه نمىتوان شد اين جمله به خوبى مىرساند كه رودخانه در دو لحظه واقعا همان رودخانه نيست . پر واضح است وحدت و ثباتى كه هر كس حضورا و شهودا براى خود احساس مىنمايد با وحدت و ثباتى كه براى رودخانه در حال جريان يا يك