تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
نكته متوجه بود كه اين تذكر غالبا با تذكر يك سلسله افعال يا حوادث همراه است كه زمانى هستند و گرنه من كه مشاهده مىشود قابل انطباق به زمان حتى بحسب تصور نيز نيست پيوسته يك چيز ثابت و غير متحول مشاهده مىكرده و كمترين تبدل و تغييرى در خود من نمىديده و نمىبيند . مشاهده مىكند چيزى است واحد كه هيچ گونه كثرت و انقسام ندارد .
شرح
صوت و غيره احساساتى كه همراه تاثير عوامل است حركات ارادى و يا غير ارادى و غيره خود متاثر ناظر و شاهد اين نتيجه كلى مىباشد . در صفحه 104 مىگويد در موجود زنده سالم مفهوم خود منظما و بطور متوالى در مدت زمانهاى متوالى وجود دارد و فقط بوسيله خواب قطع مىشود اختلال در خود ممكنست بواسطه مواد بىهوش كننده و مسكرات به ظهور برسد در صفحه 601 مىگويد من در عين اينكه خودم هستم خودم نيستم من همان خود و ثابت هستم ولى متغير ميباشم بهترين مثال براى فهميدن قضيه تشبيه به رودخانه است رودخانه جارى است هر لحظه آن با لحظه گذشته اختلاف دارد در عين حال رودخانه همان است خلاصه اين نظريه همان بود كه قبلا گفته شد مفهوم من عبارت است از يك سلسله ادراكات و احساسات و افكار متوالى كه رشته واحدى را تشكيل ميدهند .

نظريه روحانى

خلاصه اين نظريه اينكه من يا خود كه هر كس حضورا آن را مىيابد و به وجودش اطمينان دارد عبارت است از يك موجود وحدانى متشخص نه يك سلسله امور متوالى و ثابت و باقى در ضمن جميع حالات و عوارض و قابل تعدد و تكثر و تفاسد نيست . دليل بر اينكه من يك حقيقت وحدانى است نه يك سلسله ادراكات متوالى اولا اينست كه حقيقت من همه آن ادراكات متوالى را به خود نسبت مىدهد و منسوب را غير از منسوب اليه مىداند من مىانديشم من مىبينم و همانطورى كه حضورا بوجود خود آگاه است اين خصوصيت را نيز حضورا آگاه است و ترديدى ندارد .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 122 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى