بنا بر اين در تاريخ چهارم ماه رمضان از آن جا كوچ كردند و به سوى خروبه رهسپار شدند .
هنگامى كه مىخواستند از آن جا بروند صلاح الدين به كسانى كه در عكا به سر مىبردند دستور داد كه شهر را نگاه دارند و دروازههاى شهر را ببندند و دور انديشى را از دست ننهند .
ضمنا ايشان را از سبب رفتن خود آگاه ساخت .
وقتى او و لشكريانش رفتند ، فرنگيان آسوده خاطر شدند و در آن سرزمين گسترش يافتند . و بازگشتند و بار ديگر عكا را محاصره كردند و از يك كرانه دريا تا كرانه ديگر آن را احاطه نمودند .
كشتىهاى ايشان نيز از سوى دريا به محاصره شهر پرداخت .
آنگاه كندن خندق را آغاز كردند و با خاكى كه از خندق بيرون مىآوردند ديوارى گرداگرد شهر ساختند . و كارهائى انجام دادند كه مسلمانان حسابش را نكرده بودند .
پاسبانان لشكر مسلمانان هر روز براى جنگ با فرنگيان روبرو مىشدند ولى فرنگيان دست به پيكار نمىزدند و از جا نمىجنبيدند .
كوشش ايشان تنها در كندن خندق و ساختن ديوار به كار مىرفت تا چنانچه صلاح الدين براى پيكار با ايشان باز گردد بتوانند در پشت ديوار و خندق پناه گيرند و خود را حفظ كنند .
درين هنگام نتيجه رأى كسانى كه صلاح الدين را به رفتن وا مىداشتند ، آشكار گرديد .
پاسبانان لشكر اسلام هر روز به صلاح الدين خبر مىدادند كه فرنگيان سرگرم چه كار هستند . و او را از عواقب كار فرنگيان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٦