تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
برحذر مىداشتند . ولى صلاح الدين گرفتار بيمارى بود و نمىتوانست براى جنگ از بستر برخيزد . بعضى از سردارانش به وى توصيه مىكردند كه همه لشكريان خود را به سر وقت فرنگيان بفرستد تا آنان را از كندن خندق و ساختن ديوار باز دارند ، و با آنان بجنگند . ولى صلاح الدين مخالف اين نظر بود و گفت : « اگر من خود همراه لشكريانم نباشم ، كارى از پيش نمىبرند و چه بسا كه زيانشان بيش‌تر باشد تا سودى كه ما از آنها انتظار داريم . » بدين گونه ، كار را به تعويق انداخت تا شفا يافت . اما در اين مدت ، فرنگيان باز توانائى يافتند و هر چه خواستند كردند . كارهاى خود را استوار ساختند و براى پناه دادن و محفوظ نگهداشتن خويش راهى يافتند . مسلمانانى كه در عكا بودند ، هر روز بر آنان خروج مىكردند و به زد و خورد مىپرداختند و در حول و حوش شهر بر آنان دستبرد مىزدند .