ناگهان فرياد بر آمد كه دارائى و بار و بنه ايشان به يغما رفته است .
سبب اين چپاول آن بود كه مردم وقتى فرار عدهاى از سربازان را ديدند ، بارهاى خود را بر پشت چارپايان بستند تا كوچ كنند .
غلامان و اوباش لشكر نيز از فرصت سوء استفاده كردند و به غارت برخاستند و لشكرگاه را چاپيدند و چيزى در آن بر جاى نگذاشتند .
صلاح الدين مىخواست لشكريان خود را به جنگ و پيشروى و روبرو شدن با دشمن وادارد .
ولى ديد همه نگران دارائى از دست رفته خود شدهاند و در اين انديشهاند كه آنها را دوباره بازيابند و گرد آورند .
ناچار دستور داد تا جار بزنند كه هر كس هر چه را برگرفته به جاى خود باز گرداند .
بر اثر اين اعلان ، همه اموالى را كه برده بودند باز آوردند و لشكرگاه پر شد از فرش و اثاث و صندوقهاى مالامال و جامهها و جنگ افزارها و چيزهاى ديگر .
صلاح الدين همه آن اموال را به صاحبانش پس داد .
بدين گونه ، آن روز ، فرصت كارى كه مىخواست انجام دهد .
از دستش رفت .
بعد هم بيم و هراس فرنگيان تخفيف يافت .
دوباره دلگرم شدند و وضع پريشان كسانى را كه از دست مسلمانان جان سالم به در برده بودند ، سر و سامان بخشيدند
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٣