داويه بود .
اين مرد را صلاح الدين قبلا اسير كرده و آزاد ساخته بود .
اين بار كه بر او دست يافت ، او را كشت .
شماره كشتهشدگان ، بجز آنها كه بر كرانه دريا بودند ، نزديك به ده هزار مىرسيد .
لاشههاى آنان را در نهرى انداختند كه فرنگيان از آبش مىآشاميدند .
همه كشته شدن از سواران فرنگى بودند زيرا پيادگان ، در جنگ به آنها نپيوستند .
از جمله اسيران سه خانم فرنگى بودند كه سواره مىجنگيدند .
همين كه اسير شدند و سلاح از ايشان فرود افكندند معلوم شد كه زن هستند .
از مسلمانانى كه در اين جنگ گريختند . عدهاى بودند كه از طبريه برگشتند ، عدهاى هم بودند كه تا اردن رفتند و بازگشتند .
عدهاى نيز به دمشق رسيدند .
اگر آن لشكريان نمىگريختند و پراكنده نمىشدند ، بىگمان مسلمانان به منظور خود - كه از پا در آوردن و كشتن فرنگيان بود - رسيده بودند .
باقى افراد قشون در جنگ جد و جهد مىكردند و مىكوشيدند كه با فرنگيان داخل لشگرگاهشان شوند تا شايد بتوانند تار و مارشان سازند .
ولى در اين جا نيز واقعهاى اتفاق افتاد كه آنان را از جنگ باز داشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 242
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٢