آن گذشتند و به ديوار شهر پيوستند و به سوراخ كردن ديوار پرداختند .
تير اندازان نيز پيش مىرفتند و از آنان حمايت مىكردند .
منجنيقها نيز مرتب كار مىكردند و به سوى فرنگيان نشانه مىگرفتند كه آنان را از فراز ديوارها برانند تا مسلمانان بتوانند در پاى ديوارها نقب بزنند .
وقتى ديوارها را سوراخ كردند ، هر سوراخى را با آنچه هميشه معمولا پر مىنمودند ، پر كردند .
فرنگيان كه ديدند مسلمانان به سختى مىجنگند ، منجنيقهاى آنان نيز به نحوى آماده و حساب شده ، شهر را مىكوبند و نقب زنان هم توانستهاند زير ديوارها نقب بزنند ، نابودى خود را نزديك يافتند .
از اين رو ، سر دستههاى ايشان گرد هم آمدند تا در باره آنچه بر سرشان مىآيد و آسيبى كه مىبينند به كنكاش پردازند .
در نتيجه اين كنكاش همه با يك ديگر همرأى و همداستان شدند كه زنهار بخواهند و شهر بيت المقدس را تسليم صلاح الدين كنند .
از اين رو گروهى از پيران و بزرگان خود را به زنهار - خواهى فرستادند .
آنان به خدمت سلطان صلاح الدين رسيدند و براى مردم بيت - المقدس امان خواستند .
صلاح الدين از پذيرفتن درخواست ايشان خوددارى كرد و گفت : « من نيز با شما همان رفتارى را خواهم كرد كه شما در سال
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 118
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٨