ملك افضل كشتىهائى را به جست و جوى او فرستاد ولى بر او دست نيافتند .
بدين گونه ، مركيش به شهر صور رسيد و در آن جا گروه بسيارى از فرنگيان بر او گرد آمدند زيرا صلاح الدين هر گاه شهرى مانند عكا و بيروت و شهرهاى ديگرى كه شرح داديم ، مىگرفت ، به مردمش امان مىداد . همه آنها هم به صور مىرفتند .
سرانجام در آن جا شماره فرنگيان فزونى يافت . تنها چيزى كه كم داشتند ، سرورى بود كه آنان را گرد هم آورد و فرماندهى بود كه آنان را به پيكار برانگيزد .
آنان نيز چون در پى جنگ نبودند مىخواستند به صلاح - الدين نامهاى بنويسند و از او زنهار بخواهند و شهر را به دو بسپارند .
در اين گير و دار ، مركيش بدانجا رسيد كه مرد جنگ و اهل عزم و اراده بود .
او نظر مردم را از صلاح الدين برگرداند و روحيه ايشان را تقويت كرد و نگهدارى شهر را تضمين نمود و به آنان وعده داد كه از پول و مال ، هر چه بخواهند ، در اختيارشان بگذارد .
در برابر اين وعدهها شرط كرد كه شهر صور و توابع آن تنها در اختيار او قرار گيرد و او فرمانرواى صور شود .
مردم پيشنهاد او را پذيرفتند .
مركيش آنان را سوگند داد و در نزدشان ماند و به سر و سامان دادن كارهاى ايشان پرداخت .
او در كاردانى و دور انديشى از شياطين نوع بشر به شمار مىرفت . و دليرى بسيار داشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٨