هيچ مانع و محافظى نداشت .
بنابر اين صلاح الدين اگر پيش از تصرف تبنين و شهرهاى ديگر فتوحات خود را از حمله به صور آغاز مىكرد ، بىگمان بدون تحمل هيچگونه دشوارى آن را گرفته بود .
ولى تصرف اين شهر ، به سبب استوارى و استحكامى كه داشت ، به نظر صلاح الدين كارى بزرگ جلوه كرد و خواست نخست كار شهرهاى نزديك آن را بسازد كه بعد گرفتن صور آسان شود .
اين بود سبب محفوظ ماندن صور ،
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
[ ( 1 ) ] .
تصادفا مردى از فرنگيان كه دريانوردى مىكردند ، موسوم به مركيش - كه لعنت خدا بر او باد - با كالاى بسيار براى زيارت و بازرگانى به سفر دريائى پرداخت .
در حالى كه نمىدانست چه بر سر فرنگيان آمده ، به عكا رسيد و در ساحل لنگر انداخت .
وقتى ديد ماليات و عوارضى كه فرنگيان از پهلو گرفتن كشتىهاى فرنگى دريافت مىكردند ، ديگر گرفته نمىشود ، همچنين زنگهائى كه به رسيدن كشتىها مىنواختند ، ديگر نمىزنند و ساير رسوم نيز موقوف شده ، و جامه مردم شهر نيز دگرگونه است به شك افتاد . و با اينكه نمىدانست چه خبر است ناچار بود كه در كنار ساحل توقف كند زيرا با ايستاده بود و باد مساعد نمىوزيد و كشتى نمى -
هامش
[ ( 1 ) ] - از آيه 38 سوره احزاب : « . . . و كان امر الله قدرا مقدورا » ( و فرمان خدا حكمى نافذ و حتمى خواهد بود . )
( قرآن مجيد با ترجمه الهى قمشهاى )