پرش به محتوای اصلی

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحه 55

پدیدآورندگان:

ص۵۵
شب هنگام كه راه مىسپردند ، يكى از سپاهيان ، غضبان را به علت تبهكارى او ، با تير زد و كشت . اين واقعه هنگامى رخ داد كه آنان در سواد عراق بودند . پس از كشته شدن غضبان آن قشون به بغداد برگشت و نگهدارى سواد عراق بار ديگر به دست بنى حزن افتاد . * * * در اين سال برجم ايوائى با گروهى از تركمانان حركت كرد و به توابع همدان راه يافت و دينور را غارت كرد و زنان و فرزندان مردم را اسير گرفت . اين در زمان حيات ايلدگز بود . ايلدگز هنگامى خبر تاخت و تاز او را شنيد كه در نخجوان اقامت داشت . به شنيدن اين خبر با گروهى از سبكروان لشكر خود ، شتابان به سر وقت او رفت . برجم كه از آمدن او آگاه گرديد ، گريخت تا به نزديك بغداد رسيد . ايلدگز او را دنبال كرد . خليفه عباسى - المستضيء بامر الله - گمان برد نيرنگى در كار است كه ايلدگز ناگهان خود را به بغداد برساند . روى اين سوء ظن ، گرد آورى سپاه و نوسازى ديوار بغداد را آغاز كرد . براى ايلدگز نيز خلعت‌ها و القاب بزرگ فرستاد . ولى ايلدگز عذر آورد به اين كه از آن پيشروى جز دفع فساد دشمنان قصد ديگرى نداشته است . آنگاه بىاينكه از پل خانقين بگذرد ، بازگشت . * * * در اين سال ، امير يزدن ، كه از بزرگان امراء بغداد بود ، از