اتفاقا خشكسالى و كميابى و قحطى كار را بر مسلمانان سخت ساخته بود چنان كه خواربار به دست نمىآوردند و عده آنان نيز بسيار بود .
بنا بر اين ناچار شدند كه از شهرهاى فرنگيان كناره گيرى كنند . لذا به اشبيليه باز گشتند .
ابو يعقوب تا سال 571 در اشبيليه ماند .
در آن جا لشكريان خود را آماده مىساخت و آنان را هر گاه لازم مىشد براى جنگ و جهاد به شهرهاى فرنگيان مىفرستاد .
در اين مدت جنگها و جهادهائى روى داد كه از اعراب در طى آنها دلاورى و شجاعتى وصف ناپذير آشكار گرديد . چنان كه شهسوارى از عرب در ميان دو صف متخاصم نمايان مىشد و يك شهسوار مشهور از فرنگيان را به پيكار مىخواند . اما هيچ كس پيش نمىآمد .
ابو يعقوب ، سپس به مراكش باز گشت .
تاراج نهاوند
در اين سال لشكريان امير شمله نهاوند را غارت كردند .
سبب دست زدن به اين كار آن بود كه امير شمله در روزگار زندگى ايلدگز پيوسته ازو مىخواست كه نهاوند را به وى واگذار كند زيرا نهاوند در نزديكى شهرهاى وى قرار داشت .
براى واگذارى اين شهر پرداخت مبالغى پول را نيز به او وعده مىداد .
ولى ايلدگز اين پيشنهاد را نمىپذيرفت .
وقتى ايلدگز از جهان رفت و پس از او پسرش - محمد پهلوان - به فرمانروائى رسيد و براى سر و سامان دادن به كارهاى آذربايجان رفت ، امير شمله فرصت را غنيمت شمرد و ابن سنكا ،