جنگ بيسان
صلاح الدين وقتى از كار حلب فراغت يافت ، پسر خود ، ملك ظاهر غازى را كه خردسال بود ، در آن جا گماشت .
امير سيف الدين يازكج ( يا يازكوخ ) را هم كه از بزرگترين اميران اسد الدين شير كوه به شمار مىرفت به دستيارى ملك ظاهر منصوب ساخت .
آنگاه رهسپار دمشق گرديد و خود را براى پيكار با فرنگيان آماده كرد .
با او لشكريان شام و جزيره و ديار بكر بودند .
پس از تجهيز سپاه به سوى شهر فرنگيان روانه شد و در تاريخ نهم جمادى الاخر اين سال از نهر اردن گذشت و ديد كه مردم آن نواحى از بيم جان خود پراكنده شده و گريختهاند .
از آنجا آهنگ بيسان كرد و آن شهر را آتش زد و ويران ساخت و آنچه در آنجا يافت به يغما برد .
فرنگيان كه چنين ديدند براى روبرو شدن با او گرد هم آمدند . ولى هنگامى كه به بسيارى سپاهيان وى پى بردند به پيكار با او اقدام نكردند .
ولى صلاح الدين براى نبرد با ايشان پا فشارى نمود .
فرنگيان ناچار به كوهى كه در آن جا بود پناهنده شدند و خندقى گرداگرد خود كندند .