و عز الدين مسعود از كارى كه كرد چيزى بدست نياورد جز شهر زور و قلعه عقر حميديه .
اربل و جزيره ابن عمر هم بيش از هر جاى ديگر به زيان فرمانرواى موصل تمام شد .
صاحب جزيره ابن عمر براى صلاح الدين پيام فرستاد كه حاضر است به فرمان وى در آيد و در خدمت وى باشد .
خليفه عباسى ، الناصر لدين الله ، صدر الدين شيخ الشيوخ ، و با او بشير خادم خاص ، را به نزد صلاح الدين گسيل داشته بود تا با او درباره صلح با عز الدين مسعود ، فرمانرواى موصل ، مذاكره كنند و ترتيب اين كار را بدهند .
عز الدين مسعود نيز قاضى محيى الدين ابو حامد بن شهرزورى را براى شركت در مذاكرات صلح همراه آنان فرستاد .
صلاح الدين حاضر به صلح شد ولى گفت : « شما در خصوص جزيره ابن عمر و اربل حقى نداريد و حرفى نميتوانيد بزنيد . »
اما محيى الدين زيرا اين بار نرفت و گفت : « اين دو شهر مال ماست . »
صلاح الدين نيز تنها در صورتى به صلح تن در مىداد كه اربل و جزيره به او تعلق گيرد .
از اين رو محيى الدين نتيجهاى نگرفت و كار صلح به جائى نرسيد .
صلاح الدين ، ضمنا ، از بازداشت مجاهد الدين فرصت را غنيمت شمرده و به هوس تصرف موصل افتاده بود .
فرمانرواى موصل ، وقتى ديد كه با دستگير كردن مجاهد الدين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨١