تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
صلاح الدين گمان مىبرد كه فرنگيان نمىگذارند او كرك را محاصره كند و همه كوشش خود را به كار خواهند برد كه او را از آن جا برانند و از پيش خود دور سازند . از وسائل محاصره نيز آنچه براى چنان حصن بزرگ و سنگر بلندى لازم بود ، همراه نداشت . از اين رو در نيمه ماه شعبان از آنجا رفت . آنگاه تقى الدين - برادر زاده خود - را به نيابت از سوى خود به مصر فرستاد تا توليت سرزمينى را كه برادرش - عادل - بر عهده داشت . به عهده گيرد . عادل ، برادر صلاح الدين ، نيز همراه صلاح الدين رهسپار دمشق گرديد . صلاح الدين شهر حلب و قلعه و توابع آن ، همچنين شهر منبج و متعلقات آن را به عادل داد و در ماه رمضان اين سال او را به سوى حلب روانه ساخت . سپس پسر خود ، ملك ظاهر ، را از حلب به دمشق فرا خواند .