عز الدين وقتى تصميم به بازداشت مجاهد الدين كرد ، قدرت و نفوذ وى را در نظر گرفت و مستقيما بدين كار اقدام ننمود و در اين باره تدبيرى انديشيد .
ازين رو چنين وانمود كرد كه بيمار است . و چند روزى از سوار شدن و بيرون رفتن خوددارى كرد .
مجاهد الدين چون خواجه بود و از داخل شدن وى به حرمسرا جلوگيرى نمىشد ، براى عيادت عز الدين ، تنها به اقامتگاه وى رفت .
همين كه وارد شد ، عز الدين مسعود ، او را دستگير كرد و به بند انداخت و همان دم سوار شد و به قلعه موصل رفت كه در اختيار مجاهد الدين بود .
در آن قلعه بر كليه اموال و خزائن مجاهد الدين دست يافت و همه را ضبط كرد .
پس از بازداشت مجاهد الدين ، توليت قلعه موصل را به عز الدين زلفندار واگذاشت .
پسر صاحب غراف - يعنى شرف الدين احمد - را نيز امير حاجب خود قرار داد و فرمانروائى و اختيار امور دولت خود را به دست آنان سپرد .
شهرهايى كه در زير فرمان مجاهد الدين قرار داشتند عبارت بودند از :
شهر اربل و توابع آن كه ظاهرا در اختيار زين الدين يوسف بن زين الدين على بود . ولى او كودكى خردسال بود و هيچ قدرت و نفوذى نداشت و فرمانروائى و همچنين اختيار لشكر همه در
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٩