با گرفتن حلب ، فرمانروائى صلاح الدين كه سست و متزلزل بود ، استوارى يافت . و پاى او بر پايگاهى مستحكم قرار گرفت در صورتى كه پيش از آن ، بر كنار پرتگاهى سراشيب بود . وقتى خداوند بخواهد كه كارى انجام شود بىگمان انجام خواهد شد .
عماد الدين به شهرهايى كه در برابر حلب به وى واگذار شده بود ، رفت و آنها را تحويل گرفت .
صلاح الدين نيز حلب را گرفت .
همچنين ميان صلاح الدين و عماد الدين قرار بر اين شد كه هر گاه صلاح الدين احتياج داشته باشد ، عماد الدين با لشكريان خود بدون چون و چرا در خدمت صلاح الدين حاضر شود .
از رويدادهاى شگفت اين كه محيى الدين بن زكى ، قاضى دمشق ، صلاح الدين را در چكامهاى ستود كه يك بيت آن اين بود :
و فتحكم حلبا بالسيف فى صفر * مبشر بفتوح القدس فى رجب
( يعنى حلب را شما به ضرب شمشير در ماه صفر گرفتيد . و اين فتح مژده مىدهد كه قدس - يعنى اورشليم - هم در ماه رجب گشوده خواهد شد . )
و همينطور هم شد و فتح اورشليم يا بيت المقدس در سال 583 صورت گرفت به نحوى كه ما - اگر خداى بزرگ بخواهد - در جاى خود به شرح آن خواهيم پرداخت .
از جمله مطالبى كه قاضى فاضل درباره اين پيروزى از زبان صلاح الدين نوشته يكى اين است كه : صلاح الدين گفت : « ما در برابر حلب به عماد الدين فلان جا و فلان جا را داديم و در حقيقت در