تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
اين كار را در باره كسى كردند كه با ايشان به نيكى رفتار كرده و به پول و مالشان چشم طمع ندوخته بود . كسى بود كه به منظور بيعت گرفتن براى خلافت الناصر - لدين اللّه رسولانى را به اطراف فرستاد . از جمله آنها صدر الدين شيخ الشيوخ بود كه پيش پهلوان بن ايلدگز ، فرمانرواى همدان و اصفهان و رى و نقاط ديگر رفت و ازو براى خليفه بيعت خواست . پهلوان از بيعت خوددارى كرد ولى صدر الدين باز به تكرار پيشنهاد خود پرداخت و در سخن با او درشتى آغاز كرد تا جائى كه در نزد او به لشكريانش گفت : « فرمانبردارى از كسى كه با امير المؤمنين بيعت نكرده ، بر شما واجب نيست ، بلكه خلع كردن او از فرمانروائى و جنگ با او بر شما واجب است . » پهلوان كه چنين ديد ، ناچار از بيعت كردن و خطبه خواندن به نام خليفه شد . ظهير الدين ، همچنين ، رضى الدين قزوينى ، مدرس مدرسه نظاميه را براى بيعت گرفتن به موصل فرستاد . در نتيجه رسالت او ، فرمانرواى موصل ، بيعت كرد و به نام الناصر لدين اللّه امير المؤمنين خطبه خلافت خواند .

پاره‌اى ديگر از رويدادهاى سال

در اين سال ، باد سياه تيره‌اى در سرزمين جزيره ابن عمر و عراق و جاهاى ديگر وزيد ، و در بيشتر شهرها از نيمروز تا يك چهارم از شب گذشته عموميت يافت .