اين كار را در باره كسى كردند كه با ايشان به نيكى رفتار كرده و به پول و مالشان چشم طمع ندوخته بود .
كسى بود كه به منظور بيعت گرفتن براى خلافت الناصر - لدين اللّه رسولانى را به اطراف فرستاد .
از جمله آنها صدر الدين شيخ الشيوخ بود كه پيش پهلوان بن ايلدگز ، فرمانرواى همدان و اصفهان و رى و نقاط ديگر رفت و ازو براى خليفه بيعت خواست .
پهلوان از بيعت خوددارى كرد ولى صدر الدين باز به تكرار پيشنهاد خود پرداخت و در سخن با او درشتى آغاز كرد تا جائى كه در نزد او به لشكريانش گفت :
« فرمانبردارى از كسى كه با امير المؤمنين بيعت نكرده ، بر شما واجب نيست ، بلكه خلع كردن او از فرمانروائى و جنگ با او بر شما واجب است . »
پهلوان كه چنين ديد ، ناچار از بيعت كردن و خطبه خواندن به نام خليفه شد .
ظهير الدين ، همچنين ، رضى الدين قزوينى ، مدرس مدرسه نظاميه را براى بيعت گرفتن به موصل فرستاد .
در نتيجه رسالت او ، فرمانرواى موصل ، بيعت كرد و به نام الناصر لدين اللّه امير المؤمنين خطبه خلافت خواند .
پارهاى ديگر از رويدادهاى سال
در اين سال ، باد سياه تيرهاى در سرزمين جزيره ابن عمر و عراق و جاهاى ديگر وزيد ، و در بيشتر شهرها از نيمروز تا يك چهارم از شب گذشته عموميت يافت .