تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
« به من ظلم كرده‌اند . » و پيش رفت تا وزير سخن وى را بشنود . آنگاه با كارد ضربه‌اى به تهيگاه وى وارد آورد . وزير فرياد زد : « مرا كشت . » و از فراز زين بر زمين سرنگون شد . عمامه‌اش نيز از سرش افتاد و سر خويش را با آستين خود پوشاند . و با شمشير آن باطنى را زد . باطنى برگشت و بر او ضربه ديگرى نواخت . ابن المعوج ، حاجب درگاه خليفه ، پيش رفت تا وزير را يارى كند . ولى باطنى بر او نيز با كارد ضربه‌اى نواخت . همچنين مىگفتند دوستى كه آن باطنى داشت اين زخم را زد . بعد ، باطنى و دوستش هر دو كشته شدند . آن دو تن ، دوست سومى داشتند كه فرياد زنان حمله كرد در حالى كه كاردى به دست داشت . او نيز كشته شد و هيچ كارى از پيش نبرد . جسد هر سه نفر را آتش زدند . و وزير را به خانه‌اى كه در آن حدود داشت بردند . حاجب درگاه نيز زخمى به خانه‌اش برده شد . او و وزير ، هر دو درگذشتند . وزير را بردند و پيش پدرش در مقبرة الرباط نزديك جامع - المنصور به خاك سپردند . اين وزير در خواب ديده بود كه با عثمان بن عفان سرگرم رو بوسى است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 161 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت