فرنگيان با مردم حماة جنگ سختى كردند و در يكى از روزها به قسمتى از شهر هجوم بردند و نزديك بود كه شهر را با زور و فشار بگيرند .
از اين رو مردم شهر با سربازان در آن سو گرد آمدند و سخت مردانه جنگيدند . چنان كه هر دو دسته آسيب بسيار ديدند .
مسلمانان دليرانه به حفظ آزادى خود پرداختند و از جان و مال و كسان و خاندان خود دفاع كردند .
در نتيجه اين سخت كوشى ، فرنگيان را از شهر به سوى حومه راندند و جنگ را در حومه شهر نيز شب و روز پى گرفتند .
راندن فرنگيان از شهر مايه تقويت روحيه و افزايش نيروى مسلمانان گرديد چنان كه در انديشه دست يافتن بر فرنگيان افتادند و ميان ايشان كشتار بسيار كردند .
در اين هنگام فرنگيان كه از پيروزى نا اميد شده بودند از آن جا رفتند و خدا گزندشان را از سر مسلمانان دور ساخت .
فرنگيان بعد به حارم رفتند و آن جا را محاصره كردند .
اقامت آنان در حماة چهار روز بود .
پس از رفتن فرنگيان از حماة ، شهاب الدين حارمى ، فرمانرواى حماة درگذشت .
پسرى هم داشت كه از بهترين جوانان شمرده مىشد . او نيز سه روز پيش از درگذشت پدر خود دار فانى را بدرود گفته بود
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٦