تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كردند ، از اين رو گرفتار شدند . فرنگيان آن دو را با گروهى از يارانشان گرفتند . و همه چند سال در اسارت ماندند . سر انجام صلاح الدين فقيه عيسى و گروه بسيارى از آن اسيران را به شصت هزار دينار باز خريد و از بند اسارت آزاد كرد . صلاح الدين پس از آن شكست و سر گردانى در بيابان ، در نيمه جمادى الآخر به قاهره رسيد . من نامه‌اى ديدم كه صلاح الدين با دستخط خويش به برادر خود ، شمس الدوله تورانشاه كه در دمشق به سر مىبرد ، نگاشته و آن جنگ را شرح داده بود . در آغاز نامه اين شعر بود :
ذكرتك و الخطى يخطر بيننا * و قد نهلت منا المثقفة السمر
( يعنى : من به ياد تو بودم در حالى كه نيزه خطى [ ( 1 ) ] ميان ما مىخراميد و نيزه گندمگون از خون ما سيراب شده بود . ) در اين نامه نوشته بود : « ما چند بار به مرگ نزديك شديم ، و ما را خداوند بزرگ از مرگ نجات نداد مگر براى انجام كارى كه ذات پاكش اراده فرموده است اگر در اين واقعه حكمتى نبود ، به وقوع نمىپيوست .
هامش
[ ( 1 ) ] - نيزه خطى : نيزه و سنانى است منسوب به « خط » و خط لنگر گاهى بوده است به بحرين كه در آن جا نيزه خوب مىساخته و مىفروخته‌اند . ( خلاصه از لغتنامه دهخدا )