تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بدين جهة هر وقت كه ابو طالب بيرون مىآمد ، مردمى كه او را مىديدند فرياد مىزدند : قنبره . . قنبره . خليفه دستور داد كه هميشه جمعى از تركان با او همراهى كنند و مردم را ازين كار باز دارند . ولى مردم دست بر نداشتند . يك روز پيش از عيد خليفه ابو طالب را خلعت داد تا سوار شود و در التزام ركاب وى باشد . گروهى از مردم بغداد كه به موضوع پى بردند ، مقدار زيادى چكاوك خريدند و تصميم داشتند كه وقتى ابو طالب را ديدند آنها را به موكب خليفه بفرستند . خليفه را ازين جريان آگاه ساختند و به او گفتند كه اگر چنين كارى انجام گيرد موكب او دستخوش تمسخر و خنده خواهد شد . خليفه نيز ناچار ابو طالب را از آن كار بر كنار كرد و ابن المعوج را به جاى او گماشت . * * * درين سال ، در ماه ذى الحجه ، روز عيد قربان ، در بغداد ميان توده مردم و برخى از تركان براى گرفتن گوشت شتر قربانى آشوبى بر پاى شد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : و حلال گوشت ، شبيه گنجشك و كمى بزرگتر از او . بالاى سرش تاج كوچكى از پر دارد . چكاوه و چكاو هم گفته شده . . . . به عربى قبره مىگويند . مثال از فردوسى : چو خورشيد سر برزد از چرخ گاو * ز هامون بر آمد خروش چكاو ( فرهنگ عميد )