همين كه در ديوان خلافت حضور يافتند به ايشان گفته شد :
« امير المؤمنين انتقام خون پدر شما را از قاتل او گرفت . »
كشتن سليمانشاه و خطبه خواندن به نام ارسلانشاه
در اين سال ، در ماه ربيع الاخر ، سلطان سليمانشاه پسر سلطان محمد بن ملكشاه ، كشته شد .
علتش اين بود كه او گستاخى و نادانى و بىمبالاتى بسيار مىكرد . كار اين بىپروائى به جائى رسيده بود كه شراب مىنوشيد ، حتى در ماه رمضان آن هم در روز .
عدهاى دلقك و مسخره را هم دور خود جمع كرده بود و ديگر به سرداران خود توجهى نمىكرد .
در نتيجه امراء و افراد قشون نيز در اجراى فرمان او سهل انگارى مىنمودند و طورى شده بود كه به درگاه او حضور نمىيافتند .
سليمانشاه تمام امور را به شرف الدين كردبازوى خادم سپرده بود .
شرف الدين كردبازو از بزرگان خدام سلجوقيان به شمار مىرفت كه از ديندارى و خردمندى و حسن تدبير او استفاده مىكردند .
سردارانى كه از طرز رفتار سليمانشاه ناراضى بودند پيش شرف الدين شكايت مىبردند ولى او ايشان را آرام مىساخت .
يك بار در حول و حوش همدان در يك آلاچيق سرگرم ميگسارى بود و كردبازو نيز در آنجا حضور داشت .
كردبازو رفتار سليمانشاه را مورد سرزنش قرار داد .
سليمانشاه هم به دلقكان و مسخرگانى كه پيشش بودند دستور داد كه پاسخ كرد بازو را بدهند .