پس از او پسرش ملكشاه بر جايش نشست .
وقتى زمام فرمانروائى به دست ملكشاه افتاد ، علاء الدين حسين ، فرمانرواى غور بر غزنه فرود آمد و آن جا را محاصره كرد .
زمستان سختى بود و برف بسيار مىباريد .
بدين جهة نتوانست در آن جا بماند و در ماه صفر سال 556 هجرى قمرى به شهرهاى خود بازگشت .
جنگ ميان امير ايثاق و بغراتكين
در اين سال ، در نيمهء ماه شعبان ، ميان امير ايثاق و امير بغراتكين برغش جركانى ، جنگى در گرفت .
امير ايثاق بر امير بغراتكين در يكى از توابع آخر جوين حمله برده و او را غارت كرده و كليه دارائى او را گرفته بود .
امير بغراتكين نعمت بىپايان و اموال فراوان داشت و پس از شكستى كه از امير ايثاق خورد ، گريخت و ميدان را خالى گذاشت .
امير ايثاق شهر را گشود و با اموالى كه بدست آورد خود را ثروتمند ساخت و نيروى خود را تقويت كرد .
بدين سبب مردم در اطرافش جمع شدند و تعداد كسان و ياران او افزايش يافت .
اما بغراتكين كه از امير ايثاق شكست خورده بود ، نامهاى به امير مؤيد اىابه ، فرمانرواى نيشابور ، نگاشت و با كسان و عدهء معدودى از ياران خود به امير مؤيد گرائيد .
امير مؤيد نيز با حسن قبول ، او را پذيرفت .