مردم از قرارى كه ملك محمود و غزان با امير مؤيد داده بودند شادمان شدند ، زيرا نيشابور را براى او باقى گذاشته بودند تا اختلافات و فتنهها را از ميان مردم بردارد .
جنگ ميان شاه مازندران و يغمر خان
يغمرخان كه گمان مىكرد امير ايثاق خوارزميان را به جنگ با وى برانگيخته ، پيش تركان غز رفت و به آنان متوسل شد تا در پيكار با امير ايثاق ، وى را يارى دهند .
غزان درخواست وى را پذيرفتند و با او به راه نساء و ابيورد روانه شدند و خود را به امير ايثاق رساندند .
امير ايثاق چون در خود قدرت و توانائى مبارزه با آنان را نديد ، از شاه مازندران كمك خواست .
شاه مازندران نيز با گروه بسيارى از دستههاى كرد و ديلم و ترك و تركمانى كه در نواحى آبسكون اقامت داشتند به يارى او آمد .
ميان دو طرف ، جنگ در گرفت و اين پيكار مدتى ادامه پيدا كرد .
تركان غز و برزى پنج بار از شاه مازندران شكست خوردند و گريختند و باز برگشتند .
جناح راست لشكريان شاه مازندران را امير ايثاق اداره مىكرد .
تركان غز ، وقتى از پيروزى بر قلب سپاه شاه مازندران نااميد شدند به جناح راست حمله بردند .
امير ايثاق نتوانست مقاومت كند و گريخت و باقى قشون نيز به دنبال او فرار كردند .