سخت ببار آورد كه روز بروز فزونى مىيافت .
بدين جهة امير مؤيد اىابه در صدد سركوبى ايشان بر آمد .
آنان كه چنين ديدند به قلعهاى كه در اختيار داشتند پناهنده شدند .
جنگ سختى ميان قشون امير مؤيد و آن گروه روى داد . امير مؤيد ارابههاى جنگى به كار انداخت و منجنيقهائى بر پا كرد .
در نتيجه ، احمد خربنده تسليم شد و به فرمانبردارى از امير مؤيد و ورود در سلك ياران و پيروان او گردن نهاد .
امير مؤيد فرمانبردارى او را پذيرفت و او را بنواخت و مورد اكرام و انعام قرار داد .
ولى بار ديگر از فرمان امير مؤيد سرپيچيد و عصيان ورزيد و در قلعهء خود تحصن اختيار كرد .
امير مؤيد آن قلعه را با قهر و غلبه به تصرف در آورد و او را اسير كرد و به بند انداخت و مواظبت كرد .
بعد هم خون او را ريخت و مسلمانان را از آسيب و گزند او آسوده خاطر ساخت .
در ماه رمضان امير مؤيد به ناحيهء بيهق رفت و قصد سركوبى مردم آن ناحيه را داشت زيرا از اطاعت او بيرون رفته بودند .
ولى زاهدى از اهالى بيهق به او نزديك شد و ازو استدعا كرد كه بردبارى پيشه كند و از گناهان آن مردم در گذرد .
پندها و تذكرات زاهد مؤثر واقع شد و امير مؤيد درخواست او را پذيرفت و از آن جا رفت .
بعد ، سلطان ركن الدين محمود بن محمد كسى را به نزد امير مؤيد اىابه فرستاد و حكومت نيشابور و طوس و توابع آن را بر او مقرر داشت و فرمان آن را نيز به وى تسليم كرد .
بنابر اين امير مؤيد در تاريخ چهارم ذى القعده اين سال به نيشابور بازگشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 77
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٧