تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
سخت ببار آورد كه روز بروز فزونى مىيافت . بدين جهة امير مؤيد اىابه در صدد سركوبى ايشان بر آمد . آنان كه چنين ديدند به قلعه‌اى كه در اختيار داشتند پناهنده شدند . جنگ سختى ميان قشون امير مؤيد و آن گروه روى داد . امير مؤيد ارابه‌هاى جنگى به كار انداخت و منجنيق‌هائى بر پا كرد . در نتيجه ، احمد خربنده تسليم شد و به فرمانبردارى از امير مؤيد و ورود در سلك ياران و پيروان او گردن نهاد . امير مؤيد فرمانبردارى او را پذيرفت و او را بنواخت و مورد اكرام و انعام قرار داد . ولى بار ديگر از فرمان امير مؤيد سرپيچيد و عصيان ورزيد و در قلعهء خود تحصن اختيار كرد . امير مؤيد آن قلعه را با قهر و غلبه به تصرف در آورد و او را اسير كرد و به بند انداخت و مواظبت كرد . بعد هم خون او را ريخت و مسلمانان را از آسيب و گزند او آسوده خاطر ساخت . در ماه رمضان امير مؤيد به ناحيهء بيهق رفت و قصد سركوبى مردم آن ناحيه را داشت زيرا از اطاعت او بيرون رفته بودند . ولى زاهدى از اهالى بيهق به او نزديك شد و ازو استدعا كرد كه بردبارى پيشه كند و از گناهان آن مردم در گذرد . پندها و تذكرات زاهد مؤثر واقع شد و امير مؤيد درخواست او را پذيرفت و از آن جا رفت . بعد ، سلطان ركن الدين محمود بن محمد كسى را به نزد امير مؤيد اىابه فرستاد و حكومت نيشابور و طوس و توابع آن را بر او مقرر داشت و فرمان آن را نيز به وى تسليم كرد . بنابر اين امير مؤيد در تاريخ چهارم ذى القعده اين سال به نيشابور بازگشت .