جنگ كردند و ثمرهء اعمالشان را به آنان چشاندند .
بسيارى از ايشان را كشتند و قلعهء ايشان را نيز ويران ساختند .
امير مؤيد از نيشابور رهسپار بيهق گرديد و در تاريخ چهاردهم ربيع الاخر اين سال بدانجا رسيد .
قصدش از اين قشون كشى تصرف قلعهء خسرو گرد بود . اين دژ بلند و استوار را كيخسرو ، پيش از فراغت از كشتن افراسياب ، ساخته بود .
در اين قلعه مردان دلاور به سر مىبردند و در برابر امير مؤيد اىابه ايستادگى كردند و راه او را بستند .
امير مؤيد قلعه را محاصره كرد و در برابر آن منجنيقهائى بر پاى داشت و در جنگ جديت به كار برد .
اهالى قلعه حتى المقدور پايدارى نشان دادند تا جائى كه مقاومت ايشان به پايان رسيد .
سرانجام امير مؤيد قلعه را به تصرف خويش در آورد و تمام كسانى را كه در قلعه مىزيستند بيرون راند و كسى را به نگهبانى قلعه گماشت .
آنگاه در تاريخ بيست و پنجم ماه جمادى الاول اين سال از بيهق به نيشابور برگشت .
بعد به هرات رفت ولى از آن جا نتيجهاى عايدش نشد . لذا به نيشابور مراجعت كرد .
سپس به شهر كندر رفت كه از توابع طريثيث بود و مردى به نام احمد كه خربنده بود بر آنجا تسلط يافته بود .
احمد گروهى از رنود و راهزنان و تبهكاران را به گرد خود جمع كرده بود .
اين عده شهرهاى زيادى را ويران كردند و بسيارى از مردم را كشتند و اموال بىشمارى را به غنيمت بردند .
فتنهء اين گروه براى اهالى خراسان مصيبتى بزرگ و بلائى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٦