تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و فرزندان خود را در قلعهء حران گذاشت . نور الدين حران را به تصرف در آورد و آن را به زين الدين على ، نايب برادرش قطب الدين صاحب موصل ، سپرد . پس از تصرف حران حركت كرد و رهسپار رقه گرديد . در رقه فرزندان اميرك جاندار بودند كه از بزرگان امراء به شمار مىرفت . و پس از درگذشت وى فرزندانش در رقه مانده بودند . وقتى نور الدين در نزديك رقه فرود آمد جماعتى از امراء پاى ميانجيگرى در پيش گذاشتند و از فرزندان اميرك جاندار شفاعت كردند . نور الدين ازين حركت به خشم آمد و گفت : « پس براى چه از فرزندان برادرم ، وقتى شهر حران را از ايشان گرفتم ، شفاعت نكرديد ، در صورتى كه شفاعت از آنان به نظر من پسنديده‌ترين كار محسوب مىشد ؟ ! » و شفاعتشان را نپذيرفت و شهر رقه را از دست فرزندان اميرك جاندار گرفت .

پاره‌اى ديگر از رويدادهاى سال

در اين سال خليفهء عباسى ، المقتفى لامر اللّه ، بيمار شد و بيمارى او شدت پيدا كرد . همين كه شفا يافت طبل‌هاى بشارت در بغداد نواخته شد و صدقاتى از طرف خليفه و اعيان و ارباب دولت به بينوايان دادند . در بغداد يك هفته تعطيل كردند و دكان‌ها را بستند . در اين سال امير ترشك به بغداد بازگشت . هيچكس از بازگشت او خبردار نشد مگر هنگامى كه او خود را با شمشير و كفن در پاى عمارت « التاج » كه اقامتگاه خليفه بود ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت