وارد شد .
تصانيف مشهورى دارد كه از آن جمله است : ذيل تاريخ بغداد ، تاريخ شهر مرو ، كتاب النسب و غيره .
در اين تصانيف آنچه را كه آورده ، به وجهى نيكو بيان كرده است .
شمارهء مشايخى كه او به خدمتشان رسيده بود از چهار صد تن بيشتر بود .
ابو الفرج بن جوزى احوال او را ذكر كرده و او را نكوهيده و زخمى ساخته است .
از جملهء حرفهائى كه دربارهء او زده اين است كه : او در بغداد يكى از شيوخ را برمىداشت و با خود بدان سوى نهر عيسى مىبرد .
بعد مىگفت : فلان شيخ در ما وراء النهر براى من چنين و چنان حديث كرد . . .
اين سخن براستى كه خيلى خنك است . چون آن مرد حقيقتا به ما وراء النهر سفر كرده و در همهء شهرهاى آن حدود از تمام شيوخ ما وراء النهر حديث شنيده بود . چه حاجتى داشت كه چنين حيلهء خنكى را به كار برد ؟
تنها گناه او نزد ابن جوزى اين است كه او شافعى است و ابن - جوزى از مذهب ديگرى پيروى مىكند .
آرى ، ابن جوزى دست رد به سينهء احدى نگذاشته و از همه بد گفته ، جز از كسانى كه بندهوار پيرو و دلبسته حنبلىها هستند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٨