تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

پيكار ميان پهلوان و صاحب مراغه

در اين سال ، امير آقسنقر احمد يلى ، صاحب مراغه ، كسى را به بغداد نزد خليفه عباسى ، المستنجد بالله ، فرستاد و درخواست كرد كه به نام ملكى كه در پيش او به سر مىبرد و پسر سلطان محمد شاه بود ، خطبهء سلطنت خوانده شود . ضمنا تعهد كرد كه جز اين چيز ديگرى نخواهد و پا در سرزمين عراق نگذارد . همچنين مبلغى پول وعده داد كه چنانچه در خواست وى پذيرفته شود ، به خليفه بپردازد . اين درخواست براى رضاى خاطر او پذيرفته شد . وقتى امير ايلدگز فرمانرواى همدان و ساير شهرهاى آن حدود ازين خبر آگاه شد به طبعش گران آمد . و لشكر انبوهى آماده ساخت و پسر خود ، پهلوان ، را به فرماندهى لشكر گماشت و آنان را به سروقت امير آقسنقر فرستاد . ميان آنان پيكارى روى داد كه به شكست يافتن آقسنقر و پناه بردن او به مراغه منجر شد . پهلوان در مراغه بر او فرود آمد و او را محاصره كرد و كار را بر او سخت ساخت . بعد ، پيك و پيام‌هائى ميان آنان رد و بدل گرديد . آنگاه با يك ديگر آشتى كردند و پهلوان نزد پدر خود به همدان بازگشت .

پاره‌اى ديگر از رويدادهاى سال

در اين سال ، خليفهء عباسى ، المستنجد بالله ، شرف الدين ابو جعفر