تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
اسد الدين فرستادند و در خواست صلح كردند . پرداخت پنجاه هزار دينار را هم - سواى آنچه از شهرها گرفته بود - به وى وعده دادند . امير اسد الدين اين پيشنهاد را پذيرفت و با فرنگيان شرط كرد كه نه در شهرهاى مصر بمانند و نه حتى يك قريه از مصر را تصرف كنند . فرنگيان اين شرط را نيز پذيرفتند و با او صلح كردند . امير اسد الدين شير كوه ، بعد به سوى شام بازگشت . و مصريان اسكندريه را در نيمهء ماه شوال تحويل گرفتند . شير كوه نيز در هيجدهم ماه ذى القعده به دمشق رسيد . اما فرنگيان با مصريان قرار گذاشتند كه شحنه‌اى از جانب ايشان در قاهره باشد . دروازه‌هاى شهر نيز در دست سواران فرنگى باشد تا از لشكركشى نور الدين به شهر جلوگيرى كنند . از در آمد مصر نيز سالى يكصد هزار دينار به فرنگيان برسد . تمام اين قرارها را هم با شاور گذاشتند زيرا با وجود شاور ، عاضد خليفهء مصر هيچگونه قدرت فرمانروائى نداشت و شاور او را بىخبر مىگذاشت و كليهء امور را از او پوشيده مىداشت . فرنگيان بعد به شهرهاى خود كه در كرانهء سرزمين شام قرار داشت برگشتند و مصر را به گروهى از شهسواران بلند آوازهء خود سپردند . در همين اوقات كامل شجاع بن شاور بوسيلهء بعضى از امراء براى نور الدين پيام فرستاده و محبت و دلبستگى خود را نسبت به دو اعلام داشته و درخواست كرده بود كه در سلك پيروان و فرمانبرداران او در آيد . همچنين شخصا تعهد كرده بود كه مصر را نيز تحت اطاعت او در آورد و مصريان را در فرمانبردارى از او همزبان و همداستان سازد . همچنين وعده داده بود كه هر سال مبلغى به دو بپردازد . نور الدين پيشنهاد او را پذيرفته و پاداشى گزاف نيز برايش