عمر فرمانرواى غور ، هنگامى كه به قتل رسيد ، قريب بيست سال بود .
مردى دادگر و نيكرفتار به شمار مىرفت .
در باب عدالتخواهى و ترس وى از عاقبت بيدادگرى يكى اينكه وقتى اهالى هرات را در حلقهء محاصره گرفت و هرات را به تصرف در آورد لشكريان او خواستند آن جا را غارت كنند .
ولى او دم دروازهء شهر فرود آمد و پول و مال و جامههاى فراوان آماده ساخت و از آنها به تمام افراد قشون خود بخشيد . و گفت :
« اين براى شما بهتر از آن است كه اموال مسلمانان را غارت كنيد و خداى بزرگ را به خشم آوريد . پادشاهى و فرمانروائى با كفر دوام مىيابد ولى با ظلم و بيدادگرى دوام نمىيابد . »
وقتى سيف الدين محمد كشته شد غزان به بلخ و مرو بازگشتند در حالى كه از اردوگاه غورى اموال بسيار به غنيمت برده بودند .
اين اموالى بود كه قشون سيف الدين محمد برجا نهاده و خود را نجات داده بودند .
شكست خوردن نور الدين محمود از فرنگيان
در اين سال ، نور الدين محمود بن زنگى در پائين حصن الاكراد [ 1 ]
هامش
[ ( 1 ) ] - حصن الاكراد : نام شهرى است كوچك ، بسيار آب و بسيار درخت ، واقع بر تلى ميان طرابلس شام و حمص .
( ابن بطوطه ) بقيه ذيل در صفحه بعد