در گرگان و دهستان [ 1 ] ، اول به نام خوارزمشاه ايل ارسلان بن اتسز و بعد به نام امير ايثاق خطبه خوانده مىشد .
مرو و بلخ و هرات و سرخس در دست غزان بود . فقط هرات را امير ايتكين در اختيار داشت كه با تركان غز به صلح و مسالمت رفتار مىكرد .
در اين شهرها به نام سلطان سنجر خطبه مىخواندند . و مىگفتند : « خداوندا ، سلطان خوشبختى را كه براى مسلمانان مبارك بود ، بيامرز . »
بعد هم به نام اميرى كه بر آن شهرها حاكم بود خطبه خوانده مىشد .
هامش
[ ( 1 ) ] - دهستان : ناحيه حاصلخيزى در شمال مسير سفلاى رود اترك ، كه قسمت جنوبى آن را اترك آبيارى مىكرد .
كرسى آن به نام آخر ( به ضم خاء ) يا دهستان ، بر جادهء بين جرجان و خوارزم و به فاصله چهار روز راه در شمال جرجان بود .
در اين ناحيه رباطى نيز به نام همين دهستان موجود بوده است كه بعضى آن را كرسى اين ناحيه در قرن ششم هجرى قمرى دانستهاند .
اطلاعاتى كه در مآخذ دورهء اسلامى در باب اين شهر آمده است خالى از تناقض نيست .
ابن حوقل آن را ناحيهاى كم جمعيت و مسكن ماهيگيران بحر خزر شمرده است ، و مقدسى آباديهاى بيست و چهارگانهء آن را از پرجمعيتترين آباديهاى ناحيهء جرجان گفته است .
امروزه ويرانههاى رباط دهستان به نام مشهد مصريان معروف است .
( دائرة المعارف فارسى )