تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مىكرد و در علم كلام با ايشان به گفتگو مىپرداخت .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل آنان در باب صفات الهيه مىگويند كه صفات الهى موجود است ولى ما فوق صفات بشريه مىباشد . همچنين در باب رؤيت يعنى مشاهدهء جمال الهى برآنند كه جمال حق را مىتوان رويت كرد ولى نه با قوه باصره ظاهرى انسان .ديدن روى ترا ديدهء جان مىبايد * وين كجا مرتبهء چشم جهان بين من است .نسبت به مسئلهء جبر و اختيار و فاعليت مختار كه از اهم مسائل كلامى است ، اشعرى بر آن رفته كه انسان را از خود اختيارى نيست و در عين آنكه مسئول نيك و بد اعمال خويش است ، او پيرو قاعده « جبر » مىباشد بر خلاف معتزله كه قائل به « تفويض » يعنى آزادى عمل مىباشد . و بر خلاف متكلمين شيعه كه مىگويند : « لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين » خلاصه ، اشعرى در تمام مسائل ايمانى و شرعى از توحيد و نبوت و قدمت قرآن و مسئلهء قدر و معصيت و توبه و شفاعت و ديگر امور تحقيقات بسيار فرموده و براى هر يك عقيده و اسلوب خاصى وضع كرده است . مذهب اشعرى در ادوار اخير خلافت عباسيان ( قرون چهارم و پنجم هجرى ) در تحت دولت و قدرت سلاطين سلجوقيان در شرق اسلام انتشارى بليغ يافت و متبع و معمول گرديد تا حدى كه در مدرسه نظاميهء بغداد كه در قرن پنجم بزرگترين جامع علمى اسلام بود ، به وجود مدرسى دانشمند و جليل ، يعنى حجة الاسلام ابو حامد محمد الغزالى طوسى ( متولد 450 - متوفى 505 ه . ) رونق و شهرت عالمگير حاصل كرد . اصول اشعريه در ايران ، نيز رواج يافت . پس از آن سلاطين ايوبيه و سلاطين مماليك در مصر و خلفاء ترك عثمانى نيز همان مكتب كلامى را پذيرفته و در سراسر كشورهاى خود ، در تركيه و شام و مصر و شمال افريقا تعميم بقيه ذيل در صفحه بعد