درگذشت عبد المؤمن و فرمانروائى پسرش ، يوسف
در اين سال ، در بيستم ماه جمادى الاخر ، عبد المؤمن بن على ، فرمانرواى شهرهاى مغرب و افريقيه و اندلس ، از دار جهان رخت بربست .
او اخيرا از مراكش به شهر سلا رفته بود . و در آن جا بيمار شد و درگذشت .
وقتى زمان مرگ او فرا رسيد . از ميان ياران خود شيوخ موحدان را جمع كرد و به ايشان گفت : « من پسر خود ، محمد ، را امتحان كردم و او را شايسته جانشينى خود نيافتم . پسر ديگرم ، يوسف ، شايستهتر است و صلاحيت احراز اين مقام را دارد . بنابر اين او را به فرمانروائى برگزينيد . »
بدين ترتيب عبد المؤمن ، وصيت كرد كه پسرش يوسف را جانشين وى سازند .
لذا پس از درگذشت عبد المؤمن با يوسف بيعت كردند و او را « امير المؤمنين » خواندند .
مرگ عبد المؤمن را نيز از مردم پنهان داشتند و جنازه او را بر تخت روان گذاشتند و چنين وانمود كردند كه او بيمار است .
بدين ترتيب او را حمل كردند و به مراكش رساندند .
ابو حفص ، يكى ديگر از پسران عبد المؤمن ، در تمام آن مدت حاجب و پردهدار پدرش بود .
پس از در گذشت عبد المؤمن ، ابو حفص در خدمت برادر خود نيز به همان كار ادامه داد كه در خدمت پدر خود مىكرد . و به مردم مىگفت : امير المؤمنين چنين فرموده است .
يوسف نيز به جاى پدر ننشست تا وقتى كه بيعت با او در تمام