تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
شاور وقتى به حكومت صعيد رسيد قدرت و كفايت بسيار آشكار ساخت و بيش از اندازه پيشروى كرد . همچنين به دلجوئى مردم پرداخت و از سركردگان اعراب بدوى و ساير امراء استمالت كرد . قدرت او به جائى رسيد كه چارهء كار وى براى صالح دشوار شد و معزول ساختن وى غير ممكن گرديد . بدين جهت او را همچنان بر منصب خود باقى گذاشت زيرا مىترسيد اگر براى عزل وى اقدامى كند ، او از فرمانش سرپيچد و از اطاعتش خارج گردد . صالح بن رزيك ، وقتى به ضرب كارد زخمى شد و از پاى در آمد ، از جمله وصيت‌هائى كه به پسر خود ، عادل ، كرد اين بود : « با شاور در نيفت و تغير مكن . چون من از تو قوىتر بودم و از به كار گماشتن او پشيمان شدم براى اينكه ديگر نتوانستم از كار بر كنارش كنم . به هر صورت ، شما بر او سخت نگيرند و گر نه از او آن خواهيد ديد كه انتظارش را نداريد . » وقتى صالح بن رزيك بر اثر زخمى كه برداشته بود به هلاكت رسيد و پسرش ، عادل ، بر مسند وزارت نشست ، اطرافيان عادل ، معزول كردن شاور را مقرون به مصلحت دانستند و به او توصيه كردند كه شاور را بر كنار سازد و يكى از ايشان را به جاى شاور بگمارد . ضمنا عادل را از باقى گذاردن شاور به استاندارى صعيد ترساندند . عادل نيز ناچار كسى را به نزد شاور فرستاد و عزل او را به اطلاع وى رساند . شاور نيز گروه‌هاى بسيارى از كسان و سربازان خود گرد آورد و به سوى قاهره روانه ساخت . عادل بن صالح بن رزيك ، كه ياراى مقاومت در برابر او را