از كسانى كه در اين جنگ يا اين جهاد همراه نور الدين بودند ، مؤيد الدوله اسامة بن مرشد بن منقذ كنانى بود ، كه از لحاظ شجاعت و دليرى بالاترين پايه را داشت .
مؤيد الدوله اسامه وقتى به حلب برگشت ، داخل مسجد شيزر شد .
او سال پيش هم ، هنگامى كه خواست به زيارت خانهء خدا برود ، از اين مسجد ديدن كرده بود .
در اين سال وقتى داخل مسجد شد به ديوار آن نوشت :
لك الحمد يا مولاى كم لك منة * على و فضلا لا يحيط به شكرى
نزلت بهذا المسجد العام قافلا * من الغزو موفور النصيب من الاجر
و منه رحلت العيس فى عامى الذى * مضى نحو بيت اللّه و الركن و الحجر
فاديت مفروضى و اسقطت ثقل ما * تحملت من ورز الشبيبة عن ظهرى
( يعنى : پروردگارا ، ترا نيايش و ستايش مىكنم . چه بسيار احسانها و نيكىها بر من كردهاى كه سپاسگزارى من از عهدهء آنها بيرون نخواهد آمد .
امسال من ، هنگام بازگشت از جهادى كه از پاداش آن بهرهء فراوان مىبرم ، به اين مسجد فرود آمدم .
در سالى هم كه به زيارت خانهء خدا و مقام ابراهيم و فضاى كعبه رهسپار شدم ، از همين مسجد رفتم .
در اين جا فريضهء خود را به جاى آوردم و بار گرانى را كه از گناه روزگار پيرى بر پشت خود حمل مىكردم ، فرو افكندم . )