سرانجام پيروزى نصيب مسلمانان شد و سربازان كرج شكست خوردند .
بسيارى از ايشان كشته شدند و بسيارى نيز به اسارت در آمدند .
سبب شكست خوردن افراد كرج اين بود كه يكى از آنها به خدمت ايلدگز حاضر شد و به دست او اسلام آورد .
آنگاه به او گفت : « قشونى در اختيار من بگذار تا از راهى كه خودم ميدانم ببرم ، بطورى كه آنها از پشت سر افراد كرج سر در بياورند بدون اينكه افراد كرج از نزديك شدن آنها قبلا خبردار شوند . »
امير ايلدگز ، همين كه از راستى گفتار او آگاه شد قشونى همراهش فرستاد و با او روزى را وعدهء ملاقات قرار داد كه خود را به طايفهء كرج برساند .
وقتى آن روز فرا رسيد ، مسلمانان مشغول پيكار با مردم كرج شدند .
همين كه كرجيان كاملا سرگرم جنگ گرديدند ، آن كرجى هم كه اسلام آورده و عدهاى مسلمان را رهبرى كرده بود از پشت سر كرجىها سر در آورد .
اين مسلمانان نيز تكبير گويان به طايفه كرج ، از پشت سر ، حمله بردند .
در نتيجهء اين تدبير ، افراد كرج شكست سختى خوردند و تعداد مقتولان و اسيران در ميان ايشان رو به فزونى نهاد .
مسلمانان از اموال ايشان آنقدر به غنيمت بردند كه از شدت زيادى به حساب در نمىآمد .
كرجىها به علت كثرت نفراتشان يقين داشتند كه پيروزى خواهند يافت . ولى خداوند كارى كرد كه گمان آنها به تحقق نپيوست .
پس از فرار كرجىها ، مسلمانان به تعقيبشان پرداختند و مدت سه شبانه روز آنان را كشتند و اسير كردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٠