قلعهء حارم به فرنگيانى تعلق داشت كه در غرب حلب ساكن بودند .
نور الدين آن جا را محاصره كرد و در پيكار با ساكنان قلعه كوشش و جديت به كار برد .
اما به علت استوارى و استحكام قلعه و بسيارى تعداد سواران و پيادگان و دليران فرنگى كه در آن قلعه اقامت داشتند ، نتوانست بر آن دست يابد .
ضمنا فرنگيانى كه در ساير نواحى به سر مىبردند وقتى از لشكر - كشى نور الدين آگاه شدند ، سربازان سوار و پيادهء خود را از شهرهاى ديگر گرد آوردند و بسيج كردند و براى جنگ آماده ساختند .
آنگاه به سر وقت نور الدين رفتند تا او را از قلعهء حارم دور سازند .
وقتى به او نزديك شدند ، نور الدين آنان را به پيكار فرا خواند .
ولى آنان ، كه به توانائى و نيروى او پى برده بودند ، حاضر به جنگ نشدند .
در عوض ، نامههائى به او نگاشتند و به ملاطفت و دلجوئى از او ، و اصلاح وضع خود با او ، پرداختند .
نور الدين كه ديد تصرف قلعه برايش امكانپذير نيست و فرنگيان نيز با وى سر جنگ ندارند ، به سوى شهرهاى خود برگشت .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحه قبل در نتيجه ، ناوگان فرانسوى در 1765 ميلادى سلا و العرائش را بمباران كرد .
پس از موقوف شدن « جهاد در دريا » رباط و سلا رو به انحطاط گذاشتند .
در سال 1911 فرانسويها هر دو شهر را اشغال كردند .
فرانسويان شهر جديدى در خارج شهر رباط بنا نهادند .
آثار جالب شهر رباط عبارتست از باروهاى قديم ، و بقاياى مسجد و منارهء مجاور آن ، كه يعقوب المنصور امر به بناى آنها فرمود .
( دائرة المعارف فارسى )