تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
امور همه آنها را مرتب كرد و لشكريانى را به نگهبانى آنها گماشت . بعد به شهر « آمد » و حانى رفت و اين دو شهر را محاصره كرد . مدتى در آن ناحيه ماند در حالى كه هر جا را فتح مىكرد به اصلاح آن مىپرداخت و هر جا را كه فتح نمىكرد در محاصره نگه مىداشت .

كار ولگردان و دزدان در بغداد

در اين سال كار دزدان و ولگردان در بغداد بالا گرفت و تعدادشان افزايش يافت چون خاطرشان جمع بود كه تحت تعقيب قرار نميگيرند زيرا پسر وزير و ابن قاورت برادر زاده سلطان مسعود پشتيبان آنها بودند و از اموالى كه دزدان و ولگردان مىچاپيدند سهم مىگرفتند . در آن زمان نيابت شحنگى بغداد را مملوكى بر عهده داشت كه نام او امير ايلدگز بود . او مردى تند و سختگير و بيباك و بيدادگر به شمار مىرفت . اعمال دزدان او را بر آن داشت كه به خدمت سلطان مسعود برسد . سلطان به او گفت : « در نتيجه سوء سياست و كوتاهى شما در اداره امور شهر ، مردم بجان آمده‌اند . » او هم جواب داد : « اى پادشاه جهان ، وقتى نگهدار دزدان و ولگردان پسر وزير تو ، و برادر زن تو باشند من به چه قدرتى با تبهكاران درافتم ؟ » و حقيقت اوضاع را براى سلطان شرح داد . سلطان مسعود به او گفت : « همين الان برو و به اين دو نفر