مىداد و مىگفت او كسى است كه اين تحريكات را مىكند و آنان را برمىانگيزد چون ميداند همه از نظر او پيروى مىكنند . .
اتابك زنگى هم بدون شك چنين كارهائى را مىكرد چون ميخواست سلطان مسعود هميشه گرفتار آنان باشد و فراغتى پيدا نكند كه بر او و غير او تسلط يابد يا به حسابشان برسد .
سلطان مسعود ، درين سال وقتى فراغتى يافت قشونى جمع كرد كه به شهرهاى او بفرستد .
اتابك عماد الدين زنگى كه چنين ديد ، رسولى را به خدمت سلطان مسعود فرستاد و از او استمالت و دلجوئى كرد .
سلطان مسعود نيز ابو عبد الله بن انبارى را مامور كرد كه پيش اتابك زنگى برود و قواعد صلح را ترتيب دهد .
بالاخره قرار بر اين شد كه اتابك زنگى مبلغ يكصد هزار دينار به سلطان مسعود بپردازد تا سلطان دست از سر او بردارد و برگردد .
ولى او فقط بيست هزار دينار فرستاد و قسمت اعظم آن هم جنس بود نه پول نقد .
بعد اوضاع و احوال به سلطان مسعود ثابت كرد كه لازم است با اتابك عماد الدين زنگى مدارا كند .
بدين جهة بقيه آن مبلغ را به دو بخشيد براى اينكه از او استمالت كرده و دلش را بدست آورده باشد .
بزرگترين علت چشمپوشى سلطان مسعود از جنگ با اتابك زنگى اين بود كه از استحكام شهرها و بسيارى سپاهيان و اموال او آگاهى داشت .
بالاترين حسن تدبيرى هم كه اتابك شهيد در اين حادثه به كار برد اين بود كه پسر بزرگش سيف الدين غازى ، به دستور او ، هميشه در سفر و حضر ملازم خدمت سلطان مسعود بود .
وقتى روابط سلطان مسعود با اتابك زنگى بهم خورد ، اتابك پنهانى به پسر خود پيام فرستاد كه از نزد سلطان بگريزد و به -
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٢