ايلدگز و ملكشاه هم بيشتر سربازانشان پراكنده شدند و خودشان با پنجهزار سوار باقى ماندند و مانند فراريان و شكتخوردگان به شهرهاى خود بازگشتند .
محمد شاه وقتى به همدان رفت تصميم گرفت كه سپاهى آماده كند و به شهرهاى ايلدگز حمله برد .
ولى دچار بيمارى سل گرديد . و درين مرض باقى ماند تا وقتى كه از دنيا رفت .
پارهاى ديگر از رويدادهاى سال
در اين سال ، در ماه ربيع الاول ابو البدر پسر عون بن هبيره وزير خليفه عباسى از زندان تكريت آزاد شد .
وقتى وارد بغداد شد پدرش با موكب خود به استقبال او رفت .
آن روز روزى فراموش نشدنى شمرده مىشد .
او مدتى بيش از سه سال در زندان به سر برده بود .
در اين سال ، در ماه ربيع الاخر ، بغداد آتش گرفت .
آتش افزايش يافت و درب فراش و درب لبان و درب دواب و خرابه ابن حربه و ظفريه و خاتونيه و دار الخلافه و باب الازج و سوق السلطان و چند محله ديگر را سوزاند .
در اين سال ، اسماعيليان در خراسان به شهر طبس حملهور شدند .
در آن جا جنگ بزرگى به راه انداختند و گروهى از بزرگان دولت سلطان سنجر را اسير كردند و اموال و چارپايان ايشان را بردند و عدهاى از ايشان را نيز به قتل رساندند .