از آنان كشته نشدند ولى تعداد زخميان بسيار بود .
اين عده ضمن بازگشت خود بعقوبا و ساير نواحى « طريق خراسان » را غارت كردند .
پس از رفتن قشون از بغداد ، مردم شهر دچار بيمارى شديدى شدند و در اثر سختىهائى كه كشيده بودند مرگ و مير ميانشان زياد شد .
اما ملكشاه و ايلدگز و لشكريانى كه در اختيار داشتند از همدان به رى رفتند .
امير اينانج ، شحنه رى ، به مقابله با ايشان شتافت . ولى با او جنگيدند و او را شكست دادند .
سلطان محمد ، امير سقمس بن قيماز حرامى را با قشونى به كمك اينانج فرستاد .
سقمس به راه افتاد .
ايلدگز و ملكشاه با كسان خود از رى باز مىگشتند و قصد بغداد و محاصره خليفه را داشتند كه در راه به امير سقمس برخوردند .
ميان ايشان جنگى در گرفت كه امير سقمس شكست خورد و گريخت و اموال قشون و بار و بنه او به غارت رفت .
سلطان محمد كه نياز به سرعت عمل بيشترى داشت ، حركت كرد و وقتى به حلوان رفت خبر يافت كه ايلدگز به دينور رسيده است .
ضمنا از طرف نايب او ، امير اينانج ، رسولى آمد و خبر آورد كه اينانج داخل همدان شده و خطبه سلطنت را كه به نام او خوانده مىشد تجديد كرده است .
سلطان محمد به شنيدن اين خبر روحيهاش قوى شد .
امير شمله فرمانرواى خوزستان نيز به شهرهاى خود گريخت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: ابن الأثير
ص٣١٧