مادر آن دختر مرد . و پس از ده سال ديگر ، خود دختر نيز وفات يافت ، در حالى كه شوهرش شهاب الدين نه او را ديده و نه با او نزديكى كرده بود .
پس از درگذشت دختر ، شهاب الدين برايش آرامگاهى ساخت و او را در آن جا دفن كرد .
مردم غزنه قبر او را زيارت مىكنند .
شهاب الدين سپس به هند برگشت . اين بار ديگر سختىهاى آن سرزمين بر او سهل شد . و گشودن بسيارى از شهرهاى آن و تسلط بر فرمانروايان آن شهرها برايش آسان گشت . و از طرف ملوك هند بهرهء بيكران و اموال فراوان به دو رسيد . به حدى كه پيش ازو به هيچيك از ملوك مسلمان نرسيده بود .
پيروزى هندوستان بر مسلمانان
وقتى گزند و كشت و كشتار شهاب الدين در شهرهاى هندوستان شدت يافت و چيرگى و تسلط او بر مردم آن سرزمين زياد شد ملوك هند جمع شدند و با يك ديگر به مشورت پرداختند و بعضى ، بعضى ديگر را درباره كوتاهىهائى كه كرده بودند سرزنش نمودند .
سرانجام با هم متفق الرأى شدند كه براى پيكار با شهاب الدين به يك ديگر دست اتحاد و يارى دهند .
بنابر اين به گردآورى و تجهيز لشكريان خود پرداختند .
هنديان از هر گوشه ، با تحمل هر گونه دشوارى و ناهموارى به