عبد المؤمن ، يحيى بن عزيز را به شهرهاى مغرب فرستاد و او را در آن جا مستقر ساخت و مقررى گزافى نيز برايش تعيين كرد .
اما حسن بن على را مورد نوازش قرار داد و او را به مصاحبت خود برگزيد و مقامش را بالا برد .
حسن ملازم عبد المؤمن بود تا وقتى كه عبد المؤمن مهديه را فتح كرد و او را در آن جا گماشت و به والى مهديه فرمان داد كه از رأى او پيروى كند و به سخنان او گوش دهد .
عبد المؤمن ، پس از تصرف بجايه متعرض مال و جان مردم نشد . علتش هم اين بود كه بنى حمدون از او امان خواسته و او هم امان داده بود . لذا به عهد خود وفا كرد .
دست يافتن عبد المؤمن بر صنهاجه
وقتى عبد المؤمن بجايه را تصرف كرد ، در صنهاجه گروههائى كه شمارهء آنها را جز خداى بزرگ كسى نميداند تجمع نمودند و مردى بنام ابو قصبة را به سردارى خود برگزيدند .
از كتامه و لواته و ساير قبائل نيز جماعات كثيرى به آنان پيوستند .
آنان تصميم گرفته بودند كه با عبد المؤمن بجنگند .
عبد المؤمن نيز لشكر انبوهى به پيكار با آنان فرستاد به سردارى ابو سعيد كه از عقب مىآمد و اهل خمسين بود .
دو لشكر در دامنهء كوهى واقع در مشرق شهر بجايه با هم روبرو شدند و سرگرم پيكار گرديدند .